جنگهای داخلی در ژاپن و ساتسوما

 
 

جنگهای داخلی در ژاپن و ساتسوما
بعد از مرگ تويوتومی ژاپن به دو گروه قدرت طلب شرق و غرب تقسيم شد که خاندان تويوتومی در غرب و خاندان تاکوگاوا در شرق حکومت خود را راه اندازی کرده بودند وهر دوگروه برای تصاحب قدرت اصلی ئر جنگو نبرد بودند. در سال 1600 اين دو گروه قدرت طلب در دشتهای  سکي گاهارا با هم روبرو شدند . اگر چه خانواده های ساتسوم و زنرالهای منطقه غربی از خاندان تويوتومی حمايت ميکردند ولی سرانجام خاندان تاکوگاوا قدرت اصلی در در دست گرفت. 
از آنجا که خانوانده ساتسوما بسيار قوی بودند و جنگ با انها نتايج مطلوبی را برای تاکوگاوا نداشت تاکوگاوا به خاندان ساتسوما – شيمازو اجازه داد تا قلموروهای خود را در اختيار داشته باشند و همچنانکه به تاگوکاوا وفادار باشند. تاکوگاوا خانواده ساتسوما – شيمازو را همپيمان خود ساخت و آنها را برای تنبيه اکيناوائيها فرستاد چرا که اکيناوا در 1592  در جنگ ژاپن و چين به ژاپن کمکی نگرده بود و همچنين به  خاندان ساتسومو يک هدف جديدی ميداد تا مشغول کاراهای خود باشد و برای تاکوگاوا خطري را در بر نداشته باشد.
قانون منع حمل اسلحه در اکيناوا
خاندان شيمازو  در سال 1609  کنترل اکيناوا را بدست گرفتند چندين قانون برای هنرهای رزمی صادر کردند که يکی از آنها قانون منع حمل سلاح بود که طی آن قانون فقط سامورائيهای ساتسوما که مهاجم و فاتح اکيناوا بودند ميتوانستند با خود اسلحه حمل کنند و همچنين شيمازو  فراگيری  و مطالعه هنرهای رزمی توسط مردم اکيناوا ميشد.
روش شيمازو در جلوگيری مردم اکيناوا از فراگيری هنرهای رزمی بسيار ظالمانه بود .
اگر کسی اسلحه ای داشت سريع اسلحه او را ضبط و صاحب آن بسيار سريع تنبيه ميشد. در بخشی از قانون عدم حمل سلاح ذکر شده بود که مردم اکيناوا نميتوانستند که هنرهای رزمی را مطالعه و آموزش ببينند.
قانون عدم حمل سلاح تاثير بسياری را بر هنرهای رزمی اکيناوا داشت . تمامی مطالعات هنرهای رزمی و شرکت در آموزشهای هنرهای رزمی بطور زير زمينی انجام ميشد و کليه هنرهای رزمی دهان به دهان از شاگرد به استاد انتقال ميافت. هيچگونه دست نوشته ای در مورد رشد  و توسعه هنرهای رزمی در اين مقطع از زمان وجود نداشت و از اين رو افسانه های بسياری درباره هنرهای رزمی ساخته و پدراخته شده است. اساتيد فنون خود را بصورت مخفی آموزش ميدادند و انرا از دست يابی ديگر اساتيد مخفی نگه ميداشتند . آموزشهای مخفی و سری اساتيد باععث رشد و توسعه استفاده از ادوات کشاورزی  در دفاع از خود شد و يک هنر استفاده از ابزارات کشاورزی که انرا امروزه  با نام کوبودو  آنرا ميشناسيم را بوجود آورد . روشهای مبارزه بر حسب نياز آن زمان که مردم نسبت به اکيناوا و اشغالگران داشتند  بسيار سخت بود. اهالی اکيناو.ا بخصوص اندسته از افراد که قدرت مبارزه را داشتند فنون مبارزه با دست خالی را  بسيار سخت تمرين ميکردند و شبانگاه بدور از چشم اشغالگران به کوها و جنگلها ميرفتند و فنون خود را بر روی تنه درختان کاجی مورا ( Kaji mura
) تمرين ميکردند اين فنون عبارت بودند از ضربات دست و پا , فنون پرتاب و خفه کردند و مشتهای آهنين وبسيار سخت برای خود ميساختند .
از اين رو قانون عدم حمل سلاح باعث رشد و توسعه مبارزه با دست خالی کاراته شد و نياز به يک هنر کاربردی جهت دفاع  از جان و مال و ناموس  باعث شد که کاراته از انحطاط , هنر نظری- ساده و مبهم وگنگ بدور باشد. گاها بين اساتيد هنرهای رزمی مبارزات بسيار سختی سر ميگرفت که اين اساتيد تا سرحد مرگ با يکديگر مبارزه ميکردند که منجر به مرگ يکی از انها ميشئ اين مبارزات کاکی دامشی نام داشت ( Kakidameshi ) . يکی از دو مبارز مغلوب شناخته ميشد و اگر وی در مبارزه کشته ميشد هيچگاه خانواده او به خونخواهی وانتقامجويي دست نميزدند و مرگ استاد را باعث شرمندگی خود ميدانستند . در سال 1629 اساتيد توده و کمپو چينی با يکديگر متحد شدند و انجمن اکيناواته را تشکيل دادند. 
تاريخ مشخصی نيست که از چه زمان اساتيد کاراته  شروع به تدريس کردند و پرده از اسرار کاراته برداشتند . کنترل و قانون منع حمل اسلحه در سال 1875 پايان يافت  کاراته تا سالهای 1903 در يک جاده خاموش حرکت ميکرد و با نشان دادن قدرت خود در سالهای 1900 تا 1912  مورد توجه سيستم آموزشی گرفت  و به عنوان يک هنر رزمی آموزشی پذيرفته شد. در سالهای 1900 تا 1912 کاراته تاثيری بسياری بر بودو کای و نيروی دريائی اکيناوا گذاشت و در سال 1912 اولين ناوگان دريايي تحت نظر دريا دار فزوها ( Fzuha ) در خليج ناکاگوسوکو ( Nakagusuku ) لنگر انداخت وتعداد 10 افسر به مدت 1 هفته تحت تعليم و آموزش کاراته در مدرسه متوسطه ( First middle School ) قرار گرفتند و در  فوريه 1920 کن تسو يابو استاد بزرگ کاراته مدرسه نورمال ( Normal school ) کاراته  را در هاوايي و لوس انجلس آمريکا بهنمايش گذاشت و اين اولين نمايش بين المللی کاراته اکيناوا بود.
امپراطور سي جو فرمانروای زاپن در سال 1922 هنگاميکه به ار.|ا سفرميکرد از اکيناوا ميگذشت  و همچنين سرکشی به اکيناوا داشت که در اين هنگام اساتيد کاراته اکيناوا در سالن مدرسه کاراته اساتيد اکيناوا کاراته را برای امپراطور بهنمايش گذاشتند که در بين آن اساتيد چو جون مياگی بنيانگذار گوجو ريو حاضر بود .
در سال 1926 خانواده سلطنتی در سالن  مدرسه کاراته اساتيد مناظره گر نمايشهای کاراته بودند.
در سال 1923 پليس اکيناوا  تمرينات کاراته را مورد توجه خود قرار داد  و در سال 1940 کاراته رسما هنر رزمی اين آکادمی قرار گرفت .
 با گسترش کاراته در اکيناوا در سال 1930 انجمن قهرمانان اکيناوا تاسيس شد و بخش کاراته اين انجمن با نام باشگاه کاراته در مارس 1927 رسما تشکيل شد.

 

 
 
 
 

 

 
 
Copy right , 2001-2010 , IKF- Karate. all right reserevd.